مرتضى راوندى
422
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
جهّال را به نيكوكارى و حسن اخلاق دعوت كردهايم . . . آيا وعظ و نصيحت در طبيعت ايشان تأثير كامل بخشيده است ؟ . . . نه ، تنها دانش است كه « آئينهء عقل » آدمى را صيقل مىدهد و او را به كمالات اخلاقى ارشاد مىكند . . . الان در كلّ اروپا و ينگى دنيا اين مسأله مطرح است كه آيا عقايد باطله يعنى اعتقاداتى كه مبناى علمى ندارد موجب سعادت ملك و ملت است يا اينكه موجب ذلت ملك و ملت است ؟ كل فيلسوفان آن اقاليم متفقاند در اينكه اعتقادات باطله موجب ذلت ملك و ملت است . . . بيكن انگليسى ، كه تصنيفش جهانگير و مسلم است . . . گويد ملل تابع دستگاه پاپ كه پيرو گفتههاى كشيشان و افسانهگويان هستند در علوم و صنايع آنافانا رو به تنزّل مىروند » « 1 » غير از كسانى كه در محيط مختنق و آزادىكش ايران عصر ناصر الدين شاه سخن از لزوم آزادى بحث و انتقاد و استقرار حكومت قانون و مشروطيت مىگفتند در خارج از محيط ايران نيز مردان نيكانديشى قلم بهدست گرفتند و به نشر افكار و عقايد جديد پرداختند . عبد الرّحيم طالبوف عبد الرحيم معروف به طالبوف ( متولد به سال 1250 ه ق در تبريز ) ، از جملهء كسانى است كه در نشر افكار جديد سهم بسزائى دارد . در اواسط پادشاهى ناصر الدين شاه كه آزادىخواهان و روشنفكران ايران براى تحصيل آزادى و قانون در داخل كشور به كوشش برخاسته بودند ، طالبوف نيز كه به كمك زبان روسى اطلاعات سياسى و اجتماعى بهدست آورده بود و انشاى خوبى هم داشت ، از راه قلم ، به بيدارى مردم كوشيد و آنان را به معايب حكومت استبدادى و لزوم استقرار مشروطه ، آشنا مىساخت ، چنان كه نوشتههاى او را در اينباره مىتوان الفباى آزادى ناميد . مردم آذربايجان به پاس خدماتى كه اين مرد در راه استقرار آزادى به عمل آورده بود او را به نمايندگى مجلس در دورهء اول انتخاب كردند ولى او به جهاتى كه كاملا روشن نيست از شركت در جلسات مجلس خوددارى نمود . طالبوف به خوبى مىدانست كه براى استقرار آزادى و مشروطيت واقعى ، زمينهء فكرى و اجتماعى لازم است . وى ضمن نامهيى به على اكبر دهخدا چنين مىنويسد : « . . . در ايران بر سر آزادى عقايد ، جنگ مىكنند ولى هيچكس به عقيدهء ديگرى وقعى نمىگذارد ، سهل است ، اگر كسى اظهار عقيده و رأى نمايد ، متهم و واجب القتل ، مستبد ، اعيانپرست ، خودپسند ، نمىدانم چه و
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 182 بهبعد .